موسیقی ایرانی را اساساً ملودی محور می‌نامند (در مقابل محوریتِ هارمونی در موسیقی غرب) و عاملِ اصلیِ پیش برنده در ساختارِ آن و اریاسیونِ یک ملودي و یا آوردنِ ملودی جدید در ادامه ملودي قبلی می‌باشد. فرهاد فخرالدینی ملودي‌هاي ایرانی را به دو شکل موزن و غیر موزن (متریک و نان متریک) تقسیم می‌کند. این اَشکال را با دو شکل نظم و نثر در ادبیات مقایسه می‌کند.

البته در مقایسه وزن در شعر با متر در موسیقی تفاوت‌هایی هم مشاهده می‌شود از جمله جابجایی‌ها در آکسان‌ها. دکتر محسن حجاریان وزن در شعر را داراي آزادي در تقسیماتِ زمانی دانسته و خوانشِ وزن یک شعر را با وقفه‌هایی در نقاطِ خاص(و در نتیجه از دست رفتنِ متر آن) درست می‌داند در حالی که در مترِ موسیقی، محاسبه دقیق و بدون وقفه و اجراي کشش‌ها به صورت منظم و پی در پی (با سرعت یکنواخت نسبت تمپويِ انتخاب شده اولیه) است.

از اصولِ متر تلقی می‌گردد. در خوانشِ آزادتر ِ عروضِ اشعار (از لحاظ زمانی)، نمونه‌هاي آن در ردیف موسیقی ایرانی در گوشه‌هایی که بر اساسِ عروض می‌باشند (مانند دو بیتی و مثنوي) وجود دارد. به واسطه ترتیبِ منظم آکسان‌ها نوعی متر احساس می‌گردد اما به واسطه کوتاه و بلند شدن نسبت‌هاي کششی ریتم‌ها نمی‌توان آنها را کاملاً متریک در نظر گرفت. اینگونه موارد را دارايِ “مترکش‌سان” می‌داند. اطلاق مترکشسان به خوبی میتواند از عهده توضیحِ جایگاهِ متریک این خوانش از عروض بر بیاید.

این مترها را به شکل زیر توضیح می‌دهد: «ملودي‌هاي غیر موزون اگر با شعر همراه باشند تابع وزن عروضی شعر بوده و فرازهاي آن براساس مصراع‌هاي شعر شکل می‌گیرند» با این توضیح ملودي‌‍‌هاي موجود در موسیقی ایرانی از لحاظ متر به سه دسته متریک، نان متریک (آوازي) و داراي مترکشسان تقسیم می‌شوند. ملودي پرکاربردترین عامل در پیشبردِ موسیقی و شکل‌دهی به ساختار آن در موسیقی ایرانی و در واقع عاملِ اصلی بسط و گسترش می‌باشد.

keyboard_arrow_up
Call Now Button
Noofeh Synergy Badge