در ساده ترين تعريف می توان گفت موسيقی درمانی يا موسيقی تراپی به معنای استفاده از موسيقی برای بهبود و ارتقای سلامت روانی و جسمی است. اگر بخواهيم تعريفی جامع تر از اين مفهوم ارائه دهيم بايد گفت موسيقی تراپی به معنای كاربرد موسيقی و برنامه های موسيقی در جهت توانبخشی بيماران جسمی و روانی است. پيشينه اين امر به يونان باستان و ايران كهن باز می گردد و همواره مورد توجه متفكران بزرگ قرون مختلف از جمله ارسطو، افلاطون، ابن سينا و فارابی بوده است. ادر دنيای مدرن پژوهش های زيادی پيرامون موسيقی و عملكرد درمانی آن صورت گرفته كه نتايج تحقيقات تاثير مثبت موسيقی روی افزايش تمركز، تسريع در روند بهبودی، تسكين درد، آرامش بخشی و… نشان می دهد. با توجه به اهميت موضوع به ويژه در روزهايی كه با انبوه بيماری های روانی مواجه هستيم برآن شديم تا به اين موضوع بپردازيم.
موسيقی درمانی
موسيقی ابزاری ارتباطی است كه می تواند عامل بروز عواطف، احساسات و گرايش ها باشد. اين ابزار ارتباطی به قدری قدرتمند است كه می توان آن را زبان مشترک بشريت ناميد به طوری كه هيچ سدی (فرهنگ، نژاد، زبان، مرزهای سياسی و…) قادر به مهار آن نيست. در جايی كه واژه ها و لغات ديگر موثر نيستند و ناتوانی شان آشكار می شود آن جاست كه موسيقی ماهيت خود را نشان می دهد و به تنهايی عاملی در ايجاد ارتباط می شود.
موسيقی درمانی را می توان طب مكمل دانست به اين معنی كه در اين فرآيند درمانی نيازی به استفاده از داروهای شيميايی نيست. در جهان امروز كه نتايج تحقيقات علمی تاثير موسيقی را در درمان مشخص، باعث شده تا موسيقی تراپی جای خود را در طب مكمل تثبيت كند. علت اين امر از اين جهت است كه موسيقی موجب آرامش، كاهش استرس و اثرات نامطلوب آن، بهبود محاسبات ذهنی می شود. علاوه بر اين موسيقی عاملی است بر اتحاد، ارتباط و تطابق انسان ها.

تاريخچه
استفاده از موسيقی برای شفای بيماران در تاريخ بشريت مرسوم بوده است و بسياری از كشورها و گروه ها از اين امر بهره می برده اند. در فرهنگ ابتدايی قبايل آفريقايی فردی به نام كه موسيقی دان، روحانی و طبيب بود كه از موزيک برای درمان امراض بيماران استفاده می كرد. چينی ها نيز موسيقی را يک ابزار درمانی می دانستند و از آن برای درمان بيماران استفاده می كردند. علاوه بر اين يونانی ها نيز به كاركرد درمانی موسيقی توجه داشتند و آن را وسيله ای برای پالايش روح و احساسات می دانستند. در اين ميان رومی ها هم رويكرد درمانی به موزيک داشتند و آن را درمان كننده بی خوابی و طاعون می دانستند.
از قرن 17 تا اواسط قرن 18 كاركردهای درمانی موسيقی مورد توجه خاندان های سلطنتی به ويژه در انگلستان قرار گرفت. در همين دوره بسياری از نويسندگان بزرگ از جمله شكسپير و اسپنسر تلاش كردند تا به لحاظ علمی جايگاه موسيقی در درمان امراض را اثبات كنند. در قرن 19 اتفاق قابل توجه ای رخ داد و آن استفاده از موسيقی در برنامه های آموزشی نابينايان بود. در قرن 20 كه كاربرد موسيقی در درمان كاملا مشخص شده بود بستر ايجاد تخصص موسيقی تراپی ايجاد شد و استفاده از موسيقی برای درمان به ويژه در روان شناسی و روانپزشكی افزايش چشمگيری يافت.
در ادامه اين روند برای اولين بار انجمن های موسيقی درمانی شكل گرفت كه اولين انجمن در سال 1950 در ايالات متحده تشكيل شد. دومين انجمن موسيقی تراپی هم در آمريكا تشكيل شد كه اين اتفاق در سال 1971 رخ داد كه در سالهای بعد اين دو انجمن با يكديگر ادغام شدند و يک سازمان را تشكيل دادند. سومين مركز يا به نوعی انجمن هم در سال 1974 در كانادا شكل گرفت.
در ايران اولين انجمن موسيقی درمانی در سال 1380 و با حضور شخصيت های برجسته علمی كشور تشكيل شد و به ارائه خدمات درمانی و آموزشی در كشور پرداخت. در خصوص موسيقی تراپی در ايران بايد گفت كه اين امر با وجود چالش ها هر روز رو به گسترش است و در سال های اخير بيشتر از قبل مورد توجه متخصصان و عموم جامعه قرار گرفته است.
درباره ما
آکادمی موسیقی آوای چکاوک
فلکه سوم تهرانپارس، روبروی اورژانس بیمارستان، پلاک ۳۴۹، واحد۲
تلفن: 77295175، 77744005
