موسیقی از جایگاه والایی در میان افراد و روشنفکران جامعه برخوردار است. به طور کلی اگر به تمدن‌های گوناگون بنگریم، رد پای موسیقی‌ و حتی موسیقی‌درمانی را در تمدن‌های غربی و شرقی کهن می یابیم. نوع غربی آن تمدن یونان که به طور عمده نگرش پزشکی، علمی و نجومی به موسیقی داشتند و نوع شرقی آن تمدن‌های چین، هند و مصر بودند که با نگرش عرفانی و نجومی  می‌اندیشیدند. ایرانیان هم بیشتر در این میان پیرو یونانیان و نظر آن‌ها بودند، اما بعد از نفوذ اسلام به ایران برداشت‌های عرفانی، ارتباط موسیقی با رمز و رازهای کیهانی و نظرهای فلسفی شدت یافت.

برخی فیلسوفان و عارفان اسلامی معتقدند موسیقی هنری قدسی و امری والاست

فارابی در بخش‌های آغازینِ کتاب الموسیقی الکبیر بحث تأثیر موسیقی بر نفس را پیش می‌کشد. او در نخستین بحث به رابطۀ موسیقی در رفع خستگی پرداخته و چنین می‌نویسد: چه، ترنم یکی از آن چیزهاست که خستگی را به وقت کار از یاد می‌برد و از این رو آدمی دیگر زمانی را که در آن به کاری مشغول است حس نمی‌کند و از کار آزرده نمی‌شود و آن را بیشتر ادامه می‌دهد، زیرا احساس گذشت زمان، تخیّلِ خستگی بیشتر را در پی دارد و وهم احساس خستگی پدید می‌آورد.

کتاب شرح ادوار در واقع ترجمۀ فارسی کتاب ادوار اُرموی است. عبدالقادر مراغی در شرح خود از ادوار اُرموی بخش کوچکی را به بررسی تأثیر آن در انسان اختصاص داده است. آنچه بیش از موضوعات دیگر موردتوجه مراغی است مربوط می‌شود به نحوۀ تأثیر انواع آواهای موسیقی در افراد مختلف در آغاز فصل او اشاره به این نکته دارد که شنیدن ساز در روان فرد لذّت می آفریند اما نوع لذّت ها بنا به نوع ساز و وضعیت فرد متفاوت خواهد بود: بدانک هر شدّی را از شدود مذکوره در نفوس تأثیری بُوَد مُلذ اما مختلف باشند. بعضی را تأثیر قوّه و شجاعت و بسط باشد و آن‌ها سه شدّند: عشاق و نوا و بوسلیک و این ها ملایم طبع اتراک و حبشه و زنگ و سکّان جبال باشد. اما راست و نوروز و عراق و اصفهان را تأثیر بسطی باشد.

keyboard_arrow_up
Call Now Button
Noofeh Synergy Badge