فلسفه موسيقی پاپ

در ساده ترين حالت می‌توان گفت موسيقی پاپ، موسيقی است كه برای عموم جامعه قابل درك و پذيرش باشد. در واقع پاپ يك سبك از موسيقی عامه پسند است. اگر بخواهيم توضيحات بيشتری در اين زمينه ارائه دهيم بايد به اين موضوع بپردازيم كه در موسيقی مفهومی تحت عنوان موسيقی عامه پسند وجود دارد و يكی از پيچيده‌ترين طبقه‌بندی‌ها را در درون خود جای داده است. سخت و پيچيده بودن طبقه‌بندی موسيقی عامه پسند مختص به ايران نيست و در همه جای دنيا همين شرايط حاكم است.

در واقع موضوع عامه پسندی شرايط خاص و ويژه‌ای را رقم زده است به گونه‌ای كه برخی بر اين باورند، وقتی در يك كنسرت جمعيت زيادی مثلا 30 هزار نفر شركت می‌كنند فارغ از موسيقی و آوايی كه نواخته می‌شود اين كنسرت صرفا يك كنسرت موسيقی پاپ است. در چنين شرايطی وقتی سمفونی‌چهارم بتهوون نواخته می‌شود و تعداد زيادی مخاطب را به سوی خود می‌كشاند، موسيقی نواخته شده در طبقه‌بندی موسيقی پاپ قرار می‌گيرد حال آنكه بتهوون و آثار او به لحاظ تكنيك در رده موسيقی كلاسيك جای دارد. رويكرد ديگری در خصوص پاپ بودن يا نبودن موسيقی وجود دارد كه به جای مخاطب بنيان‌های موسيقيايی را اصل قرار می‌دهد.

در هر حال موسيقی پاپ را با هر رويكردی در مقابل موسيقی كلاسيك و محلی می‌دانند و گاهی از همين حالت برای طبقه‌بندی موسيقی پاپ استفاده می‌كنند.

موسيقی پاپ انعطاف بسيار بالايی دارد به گونه‌ای كه هنرمندان اين ژانر  قادر هستند در سبك‌های ديگری از جمله هيپ هاپ، دنس، بلوز، كانتری و… هم فعاليت كنند.

"موسيقی
آموزش موسيقی

نكته‌ای كه در خصوص سبك پاپ بايد به طوری جدی مدنظر قرار داد اين موضوع است كه، اين ژانر به لحاظ اقتصادی و تجاری يك سبك كاملا موفق است به طوری كه پاپ سبك مورد علاقه ايستگاه‌های راديويی جهت جذب مخاطب است. سايمون فريت جامعه شناس و منتقد موسيقی، پاپ را يك صنعت می‌دانست نه هنر. از طرف ديگر پژوهشگران معتقداند موسيقی پاپ را طبقات خاصی از اجتماع يعنی كمپانی‌ها، اسپانسرهای مالی و تهيه كنندگان و…. طراحی كرده‌اند و به نوعی موسيقی نيست كه از ميان مردم و بر اساس فرهنگ و شرايط اجتماعی شكل گرفته باشد. بايد گفت اين سبك حاصل رويكرد سرمايه داری و كاپيتاليسم در عرصه هنری است كه فقط اصالت را اقتصاد و سرمايه می‌داند.

يكی از مسائلی كه باعث می‌شود اين سبك را در مقابل سبك سنتی بدانند علاوه بر تكنيك‌ها و سازهای مورد استفاده همين مسائل اقتصادی است. موسيقی كلاسيك برخاسته از اجتماع و شرايط فرهنگی جامعه و هدف آن بيشتر ارائه واقعيت‌های هنری است در حالی كه  پاپ چندان توجهی به مسائل هنری ندارد و تا حد بالايی اقتصاد و مسائل مالی را مدنظر قرار می‌دهد. بحث اصالت اقتصاد و ناديده گرفتن هنر آن هم در يك اثر هنری محصول سرمايه داری و مدرنيته است. اگر نگاهی به تاريخچه موسيقی كلاسيك و جوامع سنتی بياندازيم هيچگاه چنين موضوعی مطرح نبوده است.

"موسيقی
سبك پاپ

ويژگی‌های موسيقی پاپ 

از جمله ويژگی‌های موسيقی پاپ كوتاه بودن مدت زمان قطعات و آثار به نسبت موسيقی كلاسيك و سنتی است. طول زمانی قطعات معمولا 3 دقيقه است.

در خصوص ريتم هم بايد گفت دو گروه ساز استفاده می‌شود كه گروه اول درامز و ساز همراهی كننده و يا پشتيبان، پيانو، گيتار و موارد مشابه است.

از آن جايي كه سبك پاپ طوری طراحی می‌شود كه عامه پسند باشد از پرداختن به كليه المان‌ها و مولفه‌هايی كه منجر به پيچيده‌تر شدن موسيقی می‌شوند مثل بسط و توسعه قانون مدار خودداری می‌گردد.

در اين ژانر معمولا سليقه خاصی اعمال نمی‌شود و صرفا هدف قرار گرفتن در كانون توجه اكثريت جامعه است.

نكته آخر در خصوص ويژگی‌ها اينكه معمولا سبك پاپ از سازهای جديد مثل گيتار برقی استقبال می‌كند و در ساخت قطعات مورد استفاده قرار می‌گيرند.

keyboard_arrow_up
Call Now Button
Noofeh Synergy Badge