علم موسیقی به دو بخش قابل تقسیم است. علم نخست به تألیف تعلق دارد که کیفیت اصوات موسیقیایی را از جهات مختلف مورد بررسی قرار می‌دهد. علم دوم به ایقاع تعلق دارد که در آن ساختار میان زمان سکوت‌های وارد شده و نغمه‌ها مورد مطالعه قرار می‌گیرد.

ایقاع یکی از علوم حائز اهمیت موسیقی به شمار می‌آید. 

این دو علم اهمیت زیادی در تنظیم قطعات موسیقی برعهده داشته و پژوهشگران زیادی به این دو حوزه توجه بسیاری کرده اند. در موسیقی قدیم و اصیل ایرانی، نظام اوزان موسیقیایی ایرانی بر مبنای کوچک‌ترین واحد مفروض و نه براساس نگرش تقسیمی شکل می‌گیرد. ریتم در موسیقی هم‌ارز با نقوش عروض در شعر دانسته شده است. کامل‌ترین تعریفی که از ایقاع در رسالات وجود دارد، تعریفی از ارموی است.

ایقاع

در این رساله ایقاع چنین تعریف شده : مجموعه‌ای از نقره‌هاست که در میان زمان‌هایی با اندازه و نسبت معین با دور ه هایی برابر وارد می‌شود و به صورتی درست و مطبوع قابل درک و فهم است. براساس اسناد، فارابی برای نخستین مرتبه از اصطلاح ایقاع در رساله خود استفاده نموده است. این نظریه پرداز، موسیقی را برخوردار از وزن دانسته است. ایشان در کتاب خود ایقاع و ریتم را با یکدیگر برابر دانسته است. در تئوری فارابی، یک ضربه، یا نقره، به تنهایی ارزش زمانی و آهنگین ندارد. به همین دلیل، کشش زمانی باید محدود و در زمان مشخصی تولید شود تا توسط گوش درک شده و مورد پسند قرار گیرد.

هر یک از نظریه‌پردازان تعاریفی متمایز از ایقاع ارائه کرده‌اند.

در این صورت گوش توان شمارش ضربات موسیقی را خواهد داشت. بنابراین موسیقی تولید شده باید در محدوده مشخصی باشد. ایقاع به طور کلی به سه گروه اصلی تقسیم می‌شود. گروه نخست، خفیف است. این گروه در دیرندهای کل هر دور یا دیرندهای جزیی، زمانی قرار می‌گیرد که از سریع‌ترین انتقال ممکن ایجاد می‌شود. اگر دیرند تمام اجزا اشکال اصلی ایقاعات خفیف اول، دوم و سوم دو برابر شود، سه جنس ایقاع متوسط با نام‌های ثقیل اول و دوم و رمل تولید می‌شود. ایقاعات مذکور یا در شکل اصلی و یا شکل تغییر یافته وجود دارند.

keyboard_arrow_up
Call Now Button
Noofeh Synergy Badge