برای تعریف موسیقی شاید ب با محدودیت‌های زیادی روبرو شد. موسیقی زبان حال و نمودار احساسات و اندیشه‌هایی است که به صورت آهنگ‌های موزون و دلنواز جلوه می‌نماید و تقریبا در بین تمام جوامع و فرهنگ‌ها می‌توان این هنر را یافت. موسیقی پدیده‌ای است در فطرت آدمی که بر خلاف هنرهایی همانند نقاشی، مجسمه سازی، معماری، بر پایه تقلید شکل نگرفته است. به طوری که حتی انسان خشن و گرسنه و سرگردان ابتدایی در گیر و دار زندگی پرتلاطم پیش از تاریخ هم، به آفرینش هنری، رقص، موسیقی، پیکرتراشی پرداخته و نیرویی هم نتوانسته است، آن را متوقف سازد.

موسیقی بخشی از فعالیت هنری انسان است و شاید بیش از هر محصول هنری دیگری، آدمیان در زندگی روزمره خود، در معرض شنیدن موسیقی هستند. «موسیقی، صنعتی ترکیب اصوات و صداها است؛ به طوری که خوشایند باشد و سبب لذت سامعه و انبساط و انقلاب روح گردد. بنابر تعریف فوق، پایه و اساس موسیقی، صوت و یا صداست که بدون آن موسیقی به وجود نمی‌آید. موسیقی برای هر ملت، حکم زبان و احساست آن ملت را دارد. در محاوره، حروف عامل اصلی هستند و در موسیقی، صداها الفبای زبان دل محسوب می‌شوند. وضع جغرافیایی و اقلیم، نیازمندی‌های زندگی، سابقه تاریخی، پیشرفت فرهنگی و عواملی از این دست، در موسیقی اقوام و ملل مختلف تأثیر گذاشته و از همین جهت است که موسیقی کشورها و طوایف با یکدیگر اختلاف دارند.

موسیقی، هنر فاخری است که شاید نتوان آن را در قالب کلمات تعریف کرد.

آنچه مسلم است آن است که دامنه موسیقی به قدری وسیع است که ارائه دادن تعریفی جامع و مانع برای آن سخت به نظر می‌رسد، از این‌رو در دوره‌های مختلف تاریخ تمدن بشر، فیلسوفان و متفکران بزرگی درباره موسیقی اندیشیده‌اند و نظرات و تعاریف گوناگونی را از آن ارائه داده‌اند. واژه موسیقی از واژه‌های دخیل در زبان فارسی است و فرهنگ فارسی این واژه را از فرهنگ‌های دیگر به وام گرفته است. پژوهشگران و دانشمندان در نخستین سده‌های اسلام، موسیقی را از ریشه یونانی و شاخه‌ای از دانش ریاضی دانسته‌اند.

keyboard_arrow_up
Call Now Button
Noofeh Synergy Badge